شهریار زاهدان
ویژه اخبار وتلنگرهای اجتماعی وسیاسی
درباره وبلاگ


مرا همین میز است ولب تاب و این عینک

هنوز دیزی و سبزی و لقمه ای سنگک

کنم مراجعه ماهی اگر به خود پرداز

کفاف روزی مارا دهد همان قلّک

مدیر وبلاگ : غلام محمد خلیلی
مطالب اخیر
نظرسنجی
آیاشما از عملكرد تیم ملی فوتبال راضی هستید؟









مرحوم ابراهیم خان پردلی فرزند علیخان كه متولد سال 1296 شمسی در سیستان میباشد، 4 دوره  نماینده سیستان در مجلس شورای ملی سابق بوده و مقر حکومت محلی چند صد ساله خاندان او، در روستای سکوهه زابل قرار داشته  است. 
با پیروزی انقلاب، در رابطه با او اتهامات زیادی مطرح بود. بنابر این نیروهای انقلابی او را دستگیر نموده و در روز 20 فروردین ماه سال 1361، جلسه محاکمه او در مسجد روستای سکوهه برگزار گردید. 

او را بر یک جیپ شهباز متعلق به ژاندارمری، سوار کرده و نیروهای کمیته انقلاب اسلامی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز در محل استقرار یافته بودند. 
در محور ورودی روستا، جمع کثیری از مردم ازدحام كرده بودند، خودروی حامل خان را متوقف کردند و تعدادی از دانش آموزان، شعارهایی علیه خوانین دادند که برجسته ترین آن «مرگ بر خوانین، دشمن قرآن و دین» بود.

سپس سرودی را به همین مضمون اجرا کردند. خودرو راه افتاد و جلوی مسجد سکوهه که در دامنه تپه ای که ارگ خان نیز بر آن واقع شده است متوقف شد. 

برای رسیدن به در مسجد، چند پله را باید بالا می رفت، در دو طرف این پله ها، افرادی از روستائیان وفادار که به نظر می رسید سازماندهی شده اند، ایستاده بودند و وقتی خان در حالی که نیروی انتظامی از چپ و راست و پشت وی را محافظت می کردند، این افراد برای تکریم او خود را می انداختند تا دست او را ببوسند و به نیروهای انقلابی وانمود کنند که او محبوبیت مردمی خود را از دست نداده است.

در عین حال در محوطه جلوی مسجد که سکویی بود، مردم روستا با شعارهای انقلابی به پیشواز خان آمده بودند. هر بار که افراد سازماندهی شده، دست خان را می بوسیدند، یکی از نیروهای کمیته انقلاب آنها را پس می زد و می گفت دوران دست بوسیدن خوانین، تمام شده است.

جمعیت انبوهی از مردم در مسجد حضور داشتند. دادستان انقلاب آقای امیرآبادی، کیفرخواست را قرائت نمود و محاکمه آغاز شد، برای توضیحات بیشتر، تعدادی از مردم، ابعاد خیانت ها و تظلمات خان را بیان می نمودند که مختصری از آن چنین است: 

یکی از اتهامات این بود که ایشان انحصار کشت تریاک را از دولت مرکزی گرفته و در مزارع تریاک، به مردم اجحافاتی می شده است و مردم بازرسی شدیدی برای ورود و خروج از مزارع می شده اند، مرحوم ابراهیم خان که با لباس های محلی اتو کشیده و با موهایی آرایش شده به سبک همیشگی اش، در جایگاه متهم قرار گرفته بود، در هر بخش از پاسخ ها یی که به مردم می داد، آنها را « فرزندم » می خواند و می گفت:  

«من برای ایجاد اشتغال برای مردم، این کار را کرده ام و بازرسی های شدید را نیز برای جلوگیری از انتقال تریاک به منازل شما به خاطر اینکه معتاد نشوید، انجام می داده ام این را من یک خدمت به شما می دانم نه خیانت یا ظلم». 

او متهم بود به این که پسرش، امیرعبدالله خان، برای خوشگذرانی، امر می کرده تا هر شب یکی از جوانان روستا به ارگ برود و با او تریاک بکشد تا او تنها نباشد و با این توصیف جوانان روستا را معتاد نموده است. 

متهم است به اینکه در روستا خندق هایی حفر نموده تا زهاب های آن گندیده شود و انواع حشرات و از جمله پشه ها مردم را آزار دهند. 

متهم است به اینکه در ایام محرم سعی زیادی داشته تا مراسم شبیه خوانی بر پا شود و اگر کسی سر و صدا می کرده، مأمورین خان،‌ آنها را با شلاق وادار به سکوت می نموده است. 

ایشان در مسجد حاضر می شده و کفش هایش را در نمی آورده است و بر روی صندلی می نشسته و سگش نیز می آمده و در مسجد زیر صندلی می خوابیده است و حرمت مسجد شکسته می شده است.

اغلب اتهامات از همین قبیل بود، هیچکس مدعی کشتن کسی توسط خان نبود و به شیوه های زندگی و رفتار خان بر اساس ارزش هایی که انقلاب می خواست، اعتراضاتی وارد نمودند.

.نهایتاً خان با رأی سبکی از سوی دادگاه انقلاب زابل، مواجه شد، مقادیری از اراضی او به مردم روستا واگذار شد و او تا آخر عمر در شهر زابل زندگی نمود.




نوع مطلب : بزرگان سیستان وبلوچستان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

ظهور- 313



خط اول

حب العباس :: کرامات حضرت ابوالفضل

مبشرات ظهور

عصر ظهور

عصر ظهور

آیه قرآن

 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic