شهریار زاهدان
ویژه اخبار وتلنگرهای اجتماعی وسیاسی
درباره وبلاگ


مرا همین میز است ولب تاب و این عینک

هنوز دیزی و سبزی و لقمه ای سنگک

کنم مراجعه ماهی اگر به خود پرداز

کفاف روزی مارا دهد همان قلّک

مدیر وبلاگ : غلام محمد خلیلی
مطالب اخیر
نظرسنجی
آیاشما از عملكرد تیم ملی فوتبال راضی هستید؟








ابراهیم سرحدی كه ازشعرا، محققین و سیستان پژوهان بنام سیستان است در سال 1330 در روستای اكبر عباس سیستان زاده شد او از دوران كودكی دارای ذوق و قریحه ی شعر و ادب بود كه این استعداد در دوران دبیرستان و در ادامه تحصیل تا پایان مقطع كارشناسی ارشد در رشته ی ادبیات فارسی ببار نشست وبا استخدام در رادیو زاهدان محصول كارش به همرا صدای رسا و دل نشین اش در امر گویندگی در خدمت مردم قرار گرفت و با گوش جانشان آشنا گردید. 
او كه این روزها (ایام خیزش 19 بهمن سال 1330مردم سیستان به زعامت مراجع دینی) مصادف با زاد روز تولدش هست در نوشته ای سرگذشت زندگی كاری اش را توضیح می دهد:

"سال 1330 را خوب در ذهنم ثبت کرده ام ،ازآن رو که در روز 19بهمن آن ـ که روز زایشم میباشد ــ قیامی روی داد که هرچند رنگ خون گرفت ، امّا سیستانی به خود امیدوار شد و دریافت که میتواند در هنگام نیاز برخیزد و حرفش را به کرسی بنشاند . در سال 1335 به مدت 6 سال از روستای اکبر عبّاس شیب آب زابل به مدرسه ی روستای دادی رفتم و تصدیق 6 را گرفتم . سال 1341 برای گذراندن 6 سال دبیرستان و متوسّطه به شهر زابل رفتم و در دبیرستان پهلوی و شاهرضای آن ، ادبیّات خواندم. سال 48-47 دیپلم گرفتم و سال 1349 دوران سپاه دانش آغاز شد. 6 ماه تعلیماتی ی این دوران در مشهد و بقیه در کرمان سپری شد . سال 1351 به عنوان گوینده و کارمند خبری در رادیو-تلویزیون سیستان و بلوچستان مرکز زاهدان،خدمت رسمی خویش را آغاز کردم.به جهت علاقه مندی بیش از اندازه ،در اندک مدتی چنان جا افتادم که هر ساعت،پیچ رادیو زاهدان را باز می کردی،صدای مرا می شنیدی : سه ساعت برنامه ی زنده ی « بامدادی » از 6 تا 9 بامداد ، 12 تا 1 بعد از ظهر « ترانه های درخواستی» ، 4 تا 4.5 بعد از ظهر برنامه ی« پژوهشی در مسایل روز»، 5 بعد از ظهر ،«اخبار رادیو»، 8.5 بعد از ظهر «خبرهای تلویزیون» ، 21 تا 22 شب ، برنامه ی فرهنگی ی «نیمروز پیروز» که آقای جواد محمّدی خمک می نوشت و با صدای من پخش می شد . هنگامی که صدای من برای تأیید نهایی به تهران رفته بود ، گفته بودند این صدا را تقویت کنید که همچون تقی روحانی است . 


سال 1353 برای یک ماه یا کمتر به تهران رفتم. به گمانم برنامه ی بامدادی ما در بین برنامه های تولیدی رادیو تلویزیون های استانی ،مقام آورده بود.در این مسافرت امکان دیدار با بزرگان رادیو تلویزیون به دست آمد و توانستم با بسیاری از آنان اخبار سراسری رادیو ایران و شبکه ی دوّم رادیو را بخوانم.

کسانی همچون حسین توصیفیان ،انوشیروان کنگر لو ، مرتضی لطفی ، مریم ریاضی ، ناهید تاج نیا ، اکبر منّانی و ...

سال1354 در ضمن کار، دانشجوی کارشناسی دانشسرای عالی زاهدان شدم. در سال 1358 پیش از انقلاب فرهنگی درسم را تمام کرده ، به آموزش و پرورش نقل مکان نمودم و زابل را برای تدریس برگزیدم.

سال 1359 رادیو زابل را راه انداختیم و هر صبح دو ساعت ، از 6 تا 8 بامداد به اجرای برنامه به زبان سیستانی و فارسی پرداختم . در این سالها استاد غلامعلی رئیس الذاکرین ، استاد عبّاسعلی باقری ، استاد گلستانه ، استاد پرویز گلشنی و ... در هیأت تحریریّه با من همکاری داشتند.نقش مهندس عصمت پناه مدیر فرستنده ی رادیو زابل، مهدی قانع و ... در کیفیّت وارتقای برنامه های رادیو چشمگیر بود.رادیو زابل در عمر کوتاه خویش به گفته ی خودی و غیر خودی منشأ خدمت های فرهنگی بسیاری گردید که مهمترین آن، ایجاد حس خود باوری و سخن گفتن به زبانی بود که پیش از آن، سیستانی از گفتن به آن زبان ، به جهت ریشخند و تمسخر ، خوش دل نبود . احداث جادّه ی زابل ـ نهبندان به نیّت در آمدن سیستان از بن بست نیز از به یاد ماندنی ترین یادگار های این رادیو بود. در اجرای این کار همه ی سیستانیان از کارمند ، کارگر ، کشاورز ، صیّاد و ... چنان مشارکت داشتند که برای گرد آوری کمکهای مردمی ، شماره حسابی در بانک ملّی مرکزی زابل با امضای حضرت آیت ا...العظمی حاج آقای بختیاری ، مهندس عصمت پناه و اینجانب ( ابراهیم سرحدّی) اختصاص یافت که شور بختانه با تعطیلی رادیو زابل به فراموشی سپرده شد، هرچند به گمانم مبالغ واریزی ِ ابتدای گشایش حساب ، هنوز در میان صفحات خاک خورده ی آن خود را نشان دهد.

سرانجام بخت ناموافق ، خط پایانی بر این دولت مستعجل کشید و رادیو زابل تعطیل شد. امّا کار فرهنگی ام تعطیل نشد. استاد عبّاسعلی باقری شاعر توانا و ملّی شهرمان که پیش از آن در هیأت تحریریّه ی رادیو زابل همکاری میکرد ، رئیس اداره ی فرهنگ و ارشاد اسلامی زابل شد و مسئولیّت انجمن شعر و ادب آزاد سرو سیستان را به من واگذار نمود. افزون بر این به همّت ایشان کنگره ی ملّی و سراسری شبهای شعر سیستان راه اندازی گردید که اجرای آن تا سال 1380 که بازنشسته شدم بر عهده ام بود. سال 1374 برای گرفتن کارشناسی ارشد زبان و ادبیّات فارسی ، بیرجند را انتخاب کردم که در سال 1376 به دریافت آن توفیق یافتم . 
سال 1380 بازنشسته شدم و با پیش آمدن خشکسالی های توفان زا و قهر هیرمند و ترک برداشتن کاسه ی هامون و معیوب شدن ریه هایم ، زابل عزیز را پس از پنجاه سال زندگی ، خسته و کوفته و دل شکسته ترک کردم و در مشهد سکنی گزیدم . رساله ی کارشناسی ارشد من کتابی است به عنوان «عناصر حماسی در سام نامه ی خواجوی کرمانی» . در سال 1388 نخستین دفتر از پژوهش زبان شناسی ام به نام « ریشه یابی سد واژه ی سیستانی» را چاپ کردم. دوّمین دفتر از این پژوهش و نیز « فرهنگ واژه های ترکی و مغولی در زبان سیستانی » در دست چاپ می باشد".





نوع مطلب : بزرگان سیستان وبلوچستان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

ظهور- 313



خط اول

حب العباس :: کرامات حضرت ابوالفضل

مبشرات ظهور

عصر ظهور

عصر ظهور

آیه قرآن

 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات