شهریار زاهدان
ویژه اخبار وتلنگرهای اجتماعی وسیاسی
درباره وبلاگ


مرا همین میز است ولب تاب و این عینک

هنوز دیزی و سبزی و لقمه ای سنگک

کنم مراجعه ماهی اگر به خود پرداز

کفاف روزی مارا دهد همان قلّک

مدیر وبلاگ : غلام محمد خلیلی
مطالب اخیر
نظرسنجی
آیاشما از عملكرد تیم ملی فوتبال راضی هستید؟





چهارشنبه 13 خرداد 1394 :: نویسنده : غلام محمد خلیلی


تبادل لینک رایگان

گویش سیستانی: یکی از گویش‌های مهم زبان فارسی است که مردم سیستان بدان تکلم می‌کنند. این گویش هم اکنون به صورت عمده در منطقه سیستان ایران، نیمروز و فراه افغانستان، سرخس ایران، ترکمنستان و دشت گرگان جاری می‌باشد.

این گویش از یک سو بیشترین خویشاوندی واژگانی و دستوری را با گویش موجود و گذشته خراسانی و فراتر از آن با لهجه‌های مرده ماوراءالنهری و تاجیکی کنونی دارد و از سوی دیگر واژه‌های مشترک بسیار با بلوچی دارد که با توجه به پیوندهای تاریخی و پیوستگی‌های جغرافیایی و مهاجرتهای قومی و خویشاوندی طایفه‌ای، امری طبیعی می‌باشد.

سابقه تاریخی

فرهنگ نویسان، سیستانی را یکی از چهار زبان متروک پارسی یاد کرده‌اند. ابوریحان بیرونی در الصیدنه، چند لغت از زبان قدیم سیستانی آورده است. بسیاری از واژگان سیستانی از هزار سال پیش تاکنون تفاوت چندانی نکرده است. اگرچه اصل زبان که احیاناً همان سکزی است، پیش از این منقرض شده و تنها گویش آن باقی‌مانده است.

یک سرود دینی به گویش سیستانی باقی‌مانده است که به اواخر دوره ساسانی نسبت داده می‌شود. سرود آتشکده کرکویهیکی از زیباترین سرودهای مذهبی زرتشتیان سیستان بوده است که به هنگام روشن کردن آتشگاه‌ها، به آواز بلند خوانده می‌شده است.

خاستگاه

گویش سیستانی از گویشهای وابسته به زبان‌های ایرانی غربی و از شاخه جنوبی آن است که به گروه زبانهای هندوایرانیتعلق دارند.

دکتر محمد معین در مقدمه کتاب برهان قاطع، گویش‌های سگزی و زاولی را زیرمجموعه زبانهای ایرانی قید کرده است.

نوشتار

گویش سیستانی هیچگاه یک زبان نوشتاری نبوده است، پس اثر مکتوبی که مستقلاً متعلق به گویش سیستانی باشد نیز وجود ندارد. در میان کتب ادبی به نوشتار سیستانی در صده اخیر نیز ناهماهنگی‌های بارزی در رسم‌الخط سیستانی به چشم می‌خورد. تلاش‌های اخیری که برای یکپارچه سازی رسم‌الخط سیستانی انجام شده است تاکنون با بی اقبالی مواجه شده است.

گونه‌های زبانی

چهار گونه فرعی می‌توان برای گویش سیستانی متصور شد که شامل گونه‌های زرگری، ادبی (ملّایی)، سیّدی و عربی می‌شود.

زرگری

در گونه زرگری، ساخت هجایی یک اصل زیربنایی بوده و گویش به هجاهای سازنده تقسیم می‌شود و پس از هر هجای اصلی، یک هجای تبعی با ساخت «ز+مصوت» ظاهر می‌شود. به عنوان مثال واژه پو (به معنی پا) به صورت پوزو تلفظ می‌شود.

ادبی

گونه ادبی سیستانی مورد کاربرد در مواردی از قبیل تقلید ادا، مداحی، متن خوانی، شبیه خوانی (تعزیه)، زبان ملایی و سخن گفتن از سر تأمل می‌باشد. این گونه از چند زاویه با گونه معیار گویش سیستانی در تفاوت می‌باشد، شامل: ساختمان تک واژ وجهی «می»، ساختمان تک واژ وجهی «ب»، جزء پیشین، ساختمان تک واژ نفی و نهی و تکیه فعل‌هایی که تک واژ «می» دارند.

سیدی

در گونه سیدی، واج «س» به جای واج نخست قرار گرفته و در پایان عبارت «واج نخست حذف شده + اِدی» افزوده می‌شود. مثلاً کتاب به ستابکدی تبدیل می‌شود.

عربی

گونه عربی تنها در میان طایفه شیخ (از طوایف سیستانی) دیده می‌شود و غالباً برای ایجاد ارتباط میان اعضای خانواده در حضور مهمان بیگانه به کار برده می‌شود و حالت خصوصی دارد. این گونه از لغات عربی بیشتری بهره می‌جوید.

چند مطلب دستوری

۱- اگر حرف ب در آخر کلمات چند حرفی فارسی بعد از الف بیاید و ساکن باشد در گویش سیستانی تبدیل به واو می‌شود مانند:

  • خواب = خو (xow)
  • آفتاب = افتو (aftow)

۲- کلمات دو حرفی نیز که در آخر آن‌ها ب باشد، تبدیل به واو می‌شود مانند:

  • نان = نو (no)
  • جان = جو (jo)
  • ران = رو (ro)

ضمایر

ضمایر فاعلی

مفرد

  • مه (me): من
  • تو (to): تو
  • او (o): او

جمع

  • مأ (ma): مای غیر شامل مخاطب
  • مشمأ (meshma): من و شما (مای شامل مخاطب جمع)
  • منتو (mento): من و تو (مای شامل مخاطب فرد)
  • شمأ (shma): شما
  • اوشو (osho): ایشان
ضمایر مفعولی

مفرد

  • منه (mna): مرا
  • تره (tra): تو را
  • اونه ( ona): او را

جمع

  • مأ ره (ma ra): ما را (غیر شامل مخاطب)
  • مشمأ ره (meshma ra): ما را (مای شامل مخاطب جمع)
  • منتو نه (mento na): ما را (مای شامل مخاطب فرد)
  • شمأ ره (shma ra): شما را
  • اوشنه ره ( oshnara): ایشان را

صرف فعل در گویش سیستانی

ماضی ساده:

برفتو / برفتی / برفتک - بره / برفتئ / برفتئ / برفتئ

ماضی استمراری:

مئ رفتو / مئ رفتی / مئ رفتک / مئ رفتئ / مئ رفتئ / مئ رفتئ

ماضی بعید:

  • صورت قدیمی تر: رفتدو / رفتدی / رفتده / رفتدهٔ / رفتدهٔ / رفتدهٔ
  • صورت جدید تر: رفته بودو / رفته بودی / رفته بو (دک) / رفته بودئ/ رفته بودئ / رفته بودئ

ماضی نقلی:

رفتا / رفتئ / رفته / رفتهٔ / رفتهٔ / رفتهٔ

ماضی نقلی استمرای:

مرفتا / مرفتئ / مرفته / مرفتهٔ / مرفتهٔ / مرفتهٔ

ماضی نقلی بعید:

مرفتدا / مرفتدی / مرفتده / مرفتدهٔ / مرفتدهٔ / مرفتدهٔ

مضارع ساده:

برا / برئ / بریه / برهٔ / برهٔ / برهٔ

مضارع استمراری:

مئ را / مئ رئ / مئ ره / مئ رهٔ / مئ رهٔ / مئ رهٔ

مستقبل:

  • صورت جدید تر: مو رفتنو / مو رفتنئ / مو رفتنه / مو رفتنه ئ / مو رفتنه ئ / مو رفتنه ئ
  • صورت قدمی تر: کمه رفتنو / کمه رفتنئ / کمه رفتنه / کمه رفتنه ئ / کمه رفتنه ئ / کمه رفتنه ئ.




نوع مطلب : سیستان و دریاچه هامون، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

ظهور- 313



خط اول

حب العباس :: کرامات حضرت ابوالفضل

مبشرات ظهور

عصر ظهور

عصر ظهور

آیه قرآن

 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات