شهریار زاهدان
ویژه اخبار وتلنگرهای اجتماعی وسیاسی
درباره وبلاگ


مرا همین میز است ولب تاب و این عینک

هنوز دیزی و سبزی و لقمه ای سنگک

کنم مراجعه ماهی اگر به خود پرداز

کفاف روزی مارا دهد همان قلّک

مدیر وبلاگ : غلام محمد خلیلی
مطالب اخیر
نظرسنجی
آیاشما از عملكرد تیم ملی فوتبال راضی هستید؟






عکس از: سیستان برای سومین بار



ادامه مطلب


نوع مطلب : سیستان و دریاچه هامون، شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 

248


عده ای سرب و گلوله , عده ای ملیاردها

هردوتا خوردند اما این کجا و آن کجا!



ادامه مطلب


نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 18 بهمن 1393 :: نویسنده : غلام محمد خلیلی


قطعه شعری ازشاعر بلند آوازه سیستان: ماشاءالله خلیلی

این خشكسالی های پی در پی مرا كشت

آری صدای این شبان با نی مرا كشت

گرگ آمدست وگله راازنودریدست

بی گله ودشت وغزل هی هی مرا كشت

سجاده ها بی می چرا رنگ سیاه است

این باغ انگور و شراب و می مرا كشت

تعظیم اربابان گنبدهای متروك

بالا نیاوردم ولی این قی مرا كشت

تسبیح تزویر وریا می چرخد آری

  الله اكبرهای پی درپی مرا كشت

 پاییز فصل شاعران فصل هبوط است

اما زمستان وتگرگ ودی مرا كشت





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 2 بهمن 1393 :: نویسنده : غلام محمد خلیلی




نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 6 دی 1393 :: نویسنده : غلام محمد خلیلی



 
من استوار و راسخم در امر دینم

من بی مثال و شاخصم دیوار چینم 

من را هزاران بار طوفان دربه در کرد 
چشمان من را سیل چندین بار تر کرد 



ادامه مطلب


نوع مطلب : سیستان و دریاچه هامون، شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

رایگان


نی زار : نامه ی سیستان شعری بسیار زیبا و ارزشمند از جواد شهنازی یکی از شاعران و پژوهشگران به نام سیستان و ایران


سیستان، دارم دلی زار و فگار  ***  گفتنی از زخمهای بی شمار
تا بداند نسل روز سیستان  *** کز چه رو از سنگ هم آید فغان
تا بداند شد چه سان سازش خراب  *** سرنوشتش گشت چون خشتی بر آب.
نکته ها دارم که گویم من تو را *** ای کهن بوم و بر پر ماجرا
چلچراغ روزگاران کهن  *** اختر تابنده بر دشت و دمن
بر غروبت بارها چشمم گریست ***  بی تو اصل و نسبتم از آنِ کیست؟
خانه ی نیکِ نیاکان منی *** گوشه ای از خاک ایران منی.
از عدم آغاز شد افسانه ات *** از ازل لبریز شد پیمانه ات
قوم محنت دیده ات بی های و هوی *** مأمنی آرام را در جستجوی
مردمی آواره و خانه بدوش *** یک صدا زیشان نمی آید به گوش.
سرنوشتت با تو بازی می کند *** بر زمینت ترک تازی می کند
گوئیا میخواست زین نسل دلیر *** این جهان را پر کند از نرّه شیر



ادامه مطلب


نوع مطلب : بزرگان سیستان وبلوچستان، سیستان و دریاچه هامون، شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


خداحافظی روحانی


به گزارش مطالبه‌گر، حسین صیامی از شاعران جوان کشور پیرامون سخنرانی روز دانشجوی رئیس جمهور و “تازه به دوران رسیده” خواندن منتقدان، شعری سروده است که در زیر میخوانید:

دریای احترامی و ما ورپریده ایم
تو سرو استواری و ما سر خمیده ایم
رنگ بنفش چون به تن خود ندیده ایم
ما تا همیشه تازه به دوران رسیده ایم
.



ادامه مطلب


نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


PicsArt_14133849283941

ادامه قسمت اول:20/ 7/ 1303


مبا دا سپارید منزل به دزد / که تاریخ ما را نه این است مزد

مهین (فرّ) ایزد از آن شماست / گل دین وایمان نشان شماست

سرای ولایت همین زابل است / همانجا که تخت کیانش پل است
سرایی که سّب علی (ع) کس نکرد / از آن رو شده خانه ی مرد مرد



ادامه مطلب


نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سارا میرشکار

 

***هامونِ جان***

به نام خداوند جان آفرین / کزو زنده شد خاک این سرزمین

خداوند روح و خداوندِ جان / زبان از بیانش بود ناتوان




ادامه مطلب


نوع مطلب : سیستان و دریاچه هامون، شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 5 آذر 1393 :: نویسنده : غلام محمد خلیلی

دِل‌مِه كبابهَ چَك چَكی

مست و خرابهَ چَك چَكی

جَلدِه خَه وا  كُ چَك چَكی

وَر تو ثوابَه چَك چَكی

 تُو مَكو دِل‌مه اُو شَدَك

 ایتوُ شَدَك و اُتوُ شَدَك

  تُو مَكو غصه نو شدك

 كَنگه‌مِه چَپٌه‌تُو شدك


راز ورازَ چك چكی 

سِه كُو غم  ِ كوُر شْتَه رَه

خِه مِه نْمسازَه چك چكی

از ذوق و خِندَه پَر كُنَك

 اِمشوُ تموُم عـــالَمَه

 دِل‌مه كبابهَ چك چكی

 مست و خرابهَ چك چكی

جَلدِه خَه وا كُ چك چكی

وَر تو ثوابهَ چَك چَكی






نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 24 آبان 1393 :: نویسنده : غلام محمد خلیلی
قسم می خورم/
ما از این رود گل آلود عبور خواهیم کرد/ 
ما از این کرانه ترس خورده خواهیم گذشت/ 
همه چیز، همه چیز، همه چیز درست خواهد شد/ 
ما مصلحان محبتیم/
 سراسر آفرینش از آوازهای ما پر است/ 
دیگر دردی نخواهد ماند/
 دروغی نخواهد ماند/
 حوصله کن بلبل غم دیده بی باغ و بی آسمان/
 سرانجام این کلید زنگ زده نیز شبی به یاد می آورد/
 که پشت این قفل بدقول خسته هم/ دری هست، دیواری هست/
 به خدا... دریایی هست.
شعراز: علی صالحی




نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 12 آبان 1393 :: نویسنده : غلام محمد خلیلی


 اشعار سروده شده توسط حضرت حجت الاسلام و المسلمین حاج آقای کیخا امام جمعه معزز شهرستان زابل در وصف محرم و مصیبت های سید و سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین (ع)



ادامه مطلب


نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



امروزهشتم مهرماه سال 1393 هجری شمسی "روز بزرگداشت مولوی" شاعربلندآوازه ی ایرانی است كه درایران به پاسداشت تاثبرات فرهنگی مولاتا درادبیات زبان فارسی این روز بنام اونامگذاری وتوسط مولوی دوستان برنامه های مختلفی درسراسر ایران اسلامی برگزارمیگردد


مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از علما و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که بین او و سلطان محمد خوارزمشاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و بعد از مدتی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا بعد از فوت پدر تحت تعلیمات برهان‌الدین محقق ترمذی قرار گرفت. ملاقات وی با شمس تبریزی در سال ۶۴۲ هجری قمری انقلابی در وی پدید آورد که موجب ترک مسند تدریس و فتوای وی شد و به مراقبت نفس و تذهیب باطن پرداخت. وی در سال ۶۷۲ هجری قمری در قونیه وفات یافت. از آثار او می‌توان به مثنوی، دیوان غزلیات یا کلیات شمس، رباعیات، مکتوبات، فیه مافیه و مجالس سبعه اشاره کرد.

مهمترین آثار مولوی عبارت است از:

مثنوی معنوی

دیوان شمس

روزبزرگداشت حضرت مولانا محمدبلخی برهمه ی دوستداران فرهنگ وادب ایران وهمه ی عاشقان او درسراسر گیتی بویژه برمردم پارسی زبان وترك زبان گرامی باد. 





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها : مولانا، بزرگداشت مولوی، شهریارزاهدان، هشتم مهرماه،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 2 مهر 1393 :: نویسنده : غلام محمد خلیلی


شالِ کمرِ تو اَمیشَ ابریشُم بُو

اَز شیبِ دِوال کِ رَد شَدی یَگ دَمِ بُو

آلا تو مَبی کِ بَپور شتانُوغَریب

ایی نواسه کِنَه کِ رُزِرَ رُستم بُو 

------------------------------------

شال دور کمرت همیشه از جنس ابریشم بوده

از سمت جنوبی دیوار که می گذشتی زمان خاص وحالت پهلوانان را داشت

حالا مرا مبین که پیر و خسته به نظر می ایم

بپرس از من که من نواده که هستم روز گاری برای خودم پهلوانی ورستم دوران بوده ام



ادامه مطلب


نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها : ماشاالله خلیلی، شهریارزاهدان، نواسه رستم،
لینک های مرتبط :

سیستان امروز ماتم كده است ،غم مرگ سیستان وسرزمین شاهنامه فردوسی همه ی سیستانی های باغیرت را ماتم زده كرده است وهرفرزندی كه بربالین پدرحاضرمیشود دست درگردن دیگربرادران می اندارد ومرثیه ای ، شعرو مدحی ، نظم ونثری ،حرف وسخنی می سراید. 

شاعرجوان وخوشنام ما جناب آقای ماشاءالله خلیلی ازعزیزان دانشگاهی ما دروصف بی توجهی های معموله درحق دارالولایه سیستان ، سرزمین رستم ویعقوب قطعه شعرزیبایی راسروده كه ذیلاً تقدیم حضورتان میشود.

 

ماشالله خلیلی

 پرده نخست:  ” شیخ حسن” رستم دستان منم

------------------------------------------------------

بگذر از این شهر که ما مرده ایم // چون گل گز خسته وپژمرده ایم
باتو کلیدیست که بی در شده // زابل ما کشته وبی سرشده
باتو کلیدی ست که تهرانی است // بردر این خانه پریشانی است
نام کلیدی که خود داس شد // چون تبری برتن احساس شد
داس تو بر خرمن زابل رسید // تیغ تو بر این تن زابل رسید
آه من ودولت تدبیرتان // چشم من وامدن تیرتان

بغض فروخورده دلی خون شده // تشنه و بی آب چو هامون شده
هیچ کسی فکر من و ما نشد // منجی این زابلی پیدا نشد
شیخ حسن مردن زابل خطاست // گوشه این خاک زایران جداست
نام تو با زابل من افتخار // چرخش چرخ است به ما روزگار
نام فریدون توشهنامه بود // گرزهمین رستم وپیمانه بود
خانه زال است ورستم بجاست // حرمت یعقوب دمادم بجاست

نام تو یعقوب غرور من است // بر سر دروازه و هر برزن است

نام تودروازه ایران شده // سبزترین فصل عیاران شده

خاک وطن نام ز سیستان گرفت // دوره یعقوبی تو جان گرفت
گر چه زبانم به تو مدیون شده // پارسی با نام تو هامون شده
نام تواز لشکر سیستان رسید // حمله اعراب به پایان رسید
شاعردوران سجستانی ام // شعر” وصیف” است و ایرانی ام
نام تو یعقوب سراسر گرفت // پارس زبانی که شهپر گرفت
ای همه ای وطن و نام تو //باده لعل سخن و جام تو

زابل من مرده بلا خیز شد // تیغ براین نای وطن تیز شد
بگذر از این شهر که ما مرده ایم // سربه سر گور که نسپرده ایم
غله انبار وطن سوخته // آتشی درجان وتن افروخته
مردم ماحصر به طوفان شده  // سفره خالی شده بی نان شده

منطق تان منطقه ازاد نیست // سینه پر از سل شده وشاد نیست
راه نفس بسته به تدبیرتان // سل شده ای زابلی تقدیرتان
شیخ حسن  رستم دستان منم // زنده به گور مرده پریشان منم

کوچ من وموی پریشان شده // غربت من خاک گلستان شده
مردن من غیر وطن نارواست // تشنه لبی مردن او درکجاست
کوچ مرا راهی گرگان نمود // در قفسی بی پر وزندان نمود
زابلی ام شیخ حسن  رستمم // زلزله فقر من واین بمم
دیوبلا کشت در این وادی ام // زابل ویران شده ابادی ام

ماشالله خلیلی/ سایت نی زار






نوع مطلب : شعر، آینده داران سیستانی، 
برچسب ها : ماشاءالله خلیلی، سیستان، شاعرخوشنام، سیستان ماتمكده است،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 12 تیر 1393 :: نویسنده : غلام محمد خلیلی



الهی نام تو ما را جواز، مهر تو ما را جهاز، شناخت تو ما را امان، لطف تو ما را عیان. 
الهی ضعیفان را پناهی. قاصدان را بر سر راهی. مومنان را گواهی. چه عزیز است آن کس که تو خواهی...

الهی در سر خمار تو دارم و در دل اسرار تو دارم و بر زبان اشعار تو 
الهی اگر گویم ستایش و ثنای تو گویم و اگر جویم رضای تو جویم 
الهی اگر طاعت بسی ندارم اندر دو جهان جز تو کسی ندارم .

(مناجات نامه خواجه عبداللّه انصاری)





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها : مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری، الهی،
لینک های مرتبط :


گربه ای دیدم که از بهر خدا *
موش همی بگرفت و هم خورده ورا
گفتمش ای بینوا این کار چیست *
بهر تو ای بینوا این عار نیست ؟




ادامه مطلب


نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 10 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : غلام محمد خلیلی
ماشاءالله خلیلی شاعرجوان سیستانی:
-----------------------------------------------------------------------
من به جهان رسیده ام تو به جهان دیگری
من که نشان ندیده ام باز نشان دیگری
من به زبان دردها شعرو غزل سروده ام
دل تو عاشقانه تر با چه زبان دیگری

من به تو رو نموده ام با دل و دست بی زبان
بغض نمی گذاردم نی و دهان دیگری
بازدم نفس مرا باز دمی برآورد
کویر تشنه مرا، چه شوکران دیگری

سرو به کوی من نبود من گز سبز زابلم
به جای سرو نامده گز و چمان دیگری
آرش من نفس بگیر مرا از این قفس بگیر
مرز مرا نشان بده تیر و کمان دیگری

رخش بدون رستم و دیو بلای جان ماست
رستم خاک پاک من بزن به خان دیگری
شب چو ستاره می شوم در دل آسمان تو
من و کویر و کرگزی: تو بیکران دیگری

به کوه و دشت زابلت. نشسته ای به انتظار
تمام عمرتان چه شد مگر مکان دیگری
قلّه به قلّه چون عقاب من و هوای پر زدن
قفس قفس پریده ام به کهکشان دیگری

نی و نوایتان چه شد صدای ساز و صد دهل
گله به گله می رسد شب و شبان دیگری
چو نای تلخ توتنی به خاک و گل نشسته بود
به دشت بی پرنده ام پر و پران دیگری

من به عطش نشسته ام بر لب کوه خواجه ام 
هزاره دوباره ایی و دختران دیگری
تو آن طرف نشسته ای به تاج و تخت بخت خویش
من به کران رسیده ام تو بر کران دیگری

کجا رسد به گوش من صدای "چور" و "نی بُرَک" 
"کپور" زنده ایی شوم چو ماهیان دیگری
به کوچ می سپاریم بدون آب و دانه ایی
که خوابمان نمی برد به آشیان دیگری

بگو به دشمنان من که رستمانه آمدم
دو چشمتان نشانه گز و کمان دیگری
هزار تاج و تخت اگر که رایگان به ما دهند 
دمی و سایه گزی به از جهان دیگری




نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 17 فروردین 1393 :: نویسنده : غلام محمد خلیلی
هرچند حال وروز زمین زمان بداست
یك تكه ازبهشت درآغوش مشهداست

حتی اگر به آخرخط هم رسیده ای
آنجا برای عشق شروع مجدداست


روزی اگربناست فدای كسی شوم
سوگندمیخورم كه فدای تومی شوم

ناراحتم خدای نكرده وِِلَم كنی
من تازه دارم ازفقرای تومی شوم

شبهای قبر منتظرم ایهاالرؤف
بیهوده نیست اینكه گدای تومیشوم





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

برو لولوی صحرایی    از این بچه چه میخواهی؟

که این بچه پدر داره    دو قرآن زیرِ سر داره

نوزاد شهید دانایی فر

لالا  لالا گل پونه  بابات رفت از درِ خونه

لالا  لالا گل نعنا    بابات رفته ،شدم تنها

لالا  لالا گل قالی  بابات رفته جایش خَالی

لالا  لا لا گل لاله   یتیمی داره می ناله

لالا  لالا گل آهن  باباتو دشمنا کشتن

نشون دشمنا اونه  دستاشون غرقِ در خونه

لالا  لالا گل سوسن    میسوزه قلبِ مرد و زن

لالا  لالا مه پاره  بابات هنوز سرِ داره

بخواب آروم توی بستر   مث آتیشِ خاکستر

که فردا شعله ور میشی   تو خونخواهِ پدر میشی

                   ******

لالا  لالا گل پسته   آقا میاد مشو خسته

لالا لالا گل پونه     آقا خیلی مهربونه

اگه نیستش میون ما    زما غافل نمی مونه

میشه دنیای ما عالی   پر از لبخند و خوشحالی






نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها : شهیددانایی فر،
لینک های مرتبط :
جمعه 8 فروردین 1393 :: نویسنده : غلام محمد خلیلی
یك عصرجمعه ی دلگیر، دلم گفت بگویم بنویسم
که چرا عشق به انسان نرسیده است؟
چرا آب به گلدان نرسیده است؟

چرا لحظه ی باران نرسیده است؟

وهر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است،

به ایمان نرسیده است و غم عشق به پایان نرسیده است.

بگو حافظ دلخسته زشیراز بیاید بنویسد

که هنوزم که هنوز است

چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است ؟


چرا کلبه احزان به گلستان نرسیده است؟
دل عشق ترک خورد، 
گل زخم نمک خورد، 
زمین مرد، 
زمان بر سر دوشش غم و اندوه به انبوه فقط برد،
فقط برد، 
زمین مرد
زمین مرد ،
خداوند گواه است،
دلم چشم به راه است، 
و در حسرت یک پلک نگاه است، 
ولی حیف نصیبم فقط آه است و همین آه خدایا برسد کاش به جایی،

برسد کاش صدایم به صدایی...

عصر این جمعه ی دلگیر، وجود تو کنار دل هر بیدل آشفته شود حس،
تو کجایی گل نرگس؟


ادامه مطلب


نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
گفتند:
آنکس که بداند و بداند که بداند
اسب خرد از گنبد گردون بجهاند

آنکس که بداند و نداند که بداند
بیدارش نمایید که بس خفته نماند

آنکس كه نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به منزل برساند

آنکس که نداند ونداند که نداند
در جهل مرکب ابد الدهر بماند

دیدیم :

آنکس که بداند وبداند که بداند 
باید برود غازبه کنجی بچراند

آنکس که بداند و نداند که بداند
بهتر برودخویش به گوری بتپاند

آنکس که نداند و بداند که نداند
با پارتی و پولی خرك خویش براند

آنکس که نداند و نداند که نداند
برپست ریاست ابدالدهر بماند




نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 9 اسفند 1392 :: نویسنده : غلام محمد خلیلی

خدا فرمود ای موسی

بیاور بدترین خلق را در نزد من اینك
...و موسی گشت گرد شهر ..ایامی
نشد آری نصیبش غیر نا كامی
میان شهر سارق بود
نامرد و ریاكار و دغلباز و منافق بود
ولی در دید موسی جملگی خلق خدا بودند
نشانی از خدای با صفا بودند
سگی را دید بیمار و بسی رنجور
ولی او نیز هم ...نه...حیف بیمار است
...وگرنه بهر انسان خادم و یار ست
به میقات آمد او با یك طنابی كه به گردن برفكنده سخت ...ایامی
كه یارب من ندیدم بدتر از خود در جهان مخلوق بد نامی
...
حلالت باد ای موسای خوشبین... همنشینی با خدادرطور
ایا مردی كه از دیدار خلق خالق یكتا شدی مسرور

رقیم سیستانی





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

ظهور- 313



خط اول

حب العباس :: کرامات حضرت ابوالفضل

مبشرات ظهور

عصر ظهور

عصر ظهور

آیه قرآن

 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات